تبليغاتX
تو كه تنها نميموني/من تنها رو دعا كن
بهش بگين نشست به پات/بهش بگين نيومدي/بگين هنوز دوست داره/با اينكه قيدشو زدي


تو كه تنها نميموني/من تنها رو دعا كن










 

قفس داران سكوتم را شكستند

 دل دائم صبورم را شكستند

 به جرم پا به پاي عشق رفتن

 پر و بال عبورم را شكستند

مرا از خلوتم بيرون كشيدند

چه بي پروا حضورم را شكستند

تمنا در نگاهم موج مي زد

ولي روياي دورم را شكستند

+ نوشته شده در  جمعه 4 مرداد1387 ساعت 1  توسط امین  | 


خیلی دلم گرفته

از اون ور وبلاگمو هک کردن

از اون طرف تو نیستی

از اون طرف ....

از اون طرف....

در اين دنيا که حتي ابر
نميگريد به حال ما
همه از هم گريزانند
تو هم بگذر از اين تنها

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387 ساعت 1  توسط امین  | 


قرن ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود
خار هم كمتر نبود از گل بسا گل تر بود
قرن ما شاعر اگر داشت كه
كبوتر با كبوتر باز با باز نبود شعار پرواز
واي بر ما كه تصور كرديم عشق را بايد كشت
در چنين قرني كه دانش حاكم است
عشق را از صحنه دور انداختن ديوانگيست درماندگيست شرمندگيست
قرن ...قرن آتش نيست
قرن يك هواي تازست
فكرها را شستشويي لازم است
گم شديم گر در ميان خويشتن جستجويي لازم است
نازنين ها از سياهي تا سفيدي را سفر بايد كنيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387 ساعت 1  توسط امین  | 


جمله من عاشقم اينروزا تكراري شده
يك بهونه واسه گذار بيكاري شده
عاشقي گم شده و عشق ديگه
اون هويت قديمو نداره
فك نكن كه عاشقي
يك لحظه خيره شدن
روزوشب ناليدن
زود يا دير خوابيدن
رنگ وزيبايي ملاك عشق نيست
عشقي كه از رنگ و زيبايي بياد اون عشق نيست
يك نسيم گذرون عاشقي سوز درون
عشق مثل پر پروانه لطيفه
مثل شبنم پر پاكي مثل دريايي وسيع
سر به زير و بي دليل
خيليا فك ميكنن كه عاشقي
گفتن جمله دوست دارم
هر كيرو ديدن كه آبو رنگ داره
زود ميگن اون خودشه اون يارمه

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387 ساعت 1  توسط امین  | 


هر كاري كردم كه تورو گم كنم از خاطره هام
به در بسته خوردمو باز از تو گم شد لحظه هام
خاطره هاي بودنت چه جور فراموشش كنم؟!؟
دلي كه تو آتيشش زدي چه جوري خاموشش كنم
جاي نگاتو پر نكرد هيچكسي با هر چي كه بود
انگاري تو خون مني!! تو پوست و گوشت و تار و پود
دروغ نميگم بعد تو خيليا رفتن اومدن
اما توي نگاه من هيچكدومش تو نشدن
فكر نكني ازت ميخوام بياي و با من بموني
اينارو گفتم كه فقط صداقتم رو بدوني
من نميخوام كه مثل تو هرزي باشم توي دمم
من عاشق عشق ميمونم تو ديگه مردي واسه من


(ديگه وبلاگو آپ نميكنم)

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387 ساعت 0  توسط امین  | 


 

چه غریبه دنیای ما

خصوصاً این بی کسی ها

دل عاشق و شکستن

شده کار آدمکها

 

وقط رفتن چشماشون کور

گوشا از دم همه شیپور

عقلا از سر ها پریشون

همه بی خیال و حیرون

 

میزنن میشکنن میرن

قلب پاک عاشقا رو

فکر کنم خبر ندارن

از آتیش نقشه هاشون

 

بیچاره عاشق قصه

دلش از قصه میسوزه

گناه دلش چی بوده

که باید زنده بسوزه؟

 

شعر غمها رو سرودن

کار هر کسی نمیشه

اینا رو کسی میتونه

که دلش شکسته باشه

 

بی وفایی مثل زهرِ

الهی هیچ وقت نبینی

آخه دیدنم نداره

تو چی رو میخوای ببینی؟

 

مرگ دلها دیدنی نیست

سکوت ما دیدنی نیست

یکی فریاد بزنه واای

آخه مردن دیدنی نیست

 

اینجوری مردن گناهه

یه یه باری من کشیدم

تو رو به خدا نذارین

طفلیا این طور بمیرن

 

غریبانه پر کشیدن

شده انگار سرنوشتم

یعنی هیش کی این ورا نیست

سرنوشتمو نوشتم

 

کی میای ای مهربونم

تو که میشی همزبونم

گمونم وقتش رسیده

دیر کنی شاید نمونم

 

دل من ساقی نمیشه

اهل زهر دادن نمیشه

عمریه با من صبوره

"به خدا!" بی وفایی نمی دونه

 

تو کلاس درس عاشق

کتاب دروغ کدومه؟

سر زنگ از تو گفتن

مشق دلتنگی حرومه

 

فکر کنم یه اشتباه شد

آخه عاشق درس نداره

اون بجز تو پنج برعکس

جای دیگه ای نداره

 

جای عاشق توی قلبه

جای قلب تو سینه هامون

سادگی تو چشمامونه

اما عشق تو هر سه تاشون


 

راستی

 شما که میگین عاشقین. عشق یعنی چی؟

این نشد اون یکی نه؟ چه فراوونه ...

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387 ساعت 0  توسط امین  | 


يادت مياد گفتم بهت
اگه نميشي مرحمم
توروخدا زخمم نشو
كه تيكه پارست بدنم
تو عين ناباوري ها
تو هم شدي يك زخم نو
هيچ نميخوام مثل تو شم
از جلوي چشمام برو

پس چرا؟


گفتم آخه داغون ميشم
گفتي به من خوش ميگذره
گفتم بيا چشمام به تو
گفتي آخه كي ميخره
گفتم منو جنس ميبيني
گفتي آره بي قيمتي
گفتم يك روز كسي بودم
با من نكن بي حرمتي


راستی

 شما که میگین عاشقین. عشق یعنی چی؟

این نشد اون یکی نه؟ چه فراوونه ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387 ساعت 1  توسط امین  | 


 

تو رو از دلم گرفتن

           آدمای بی مروت

                زمونه دشمن من شد

                       برو عشقم به سلامت

 

   می مونم تنهای تنها

       مثل اون روزهایادت هست؟

                     باز میشم غریب و تنها

                                تو خرابه های دنیا

 

   تو برو تو برو کاریت ندارم

          غما منو تنهام نمی ذارن

                هرچقدر تو بی وفایی

                         عوضش من اونا رو دارم

 

   یه درخت یه درخت بودی تو قلبم

         روز به روز تو هی قد کشیدی 

                      ولی  تو رو ساقتو شکستن  

                                 مثل یه طوفان وحشی

 

   اما ریشت تو دلم موند

          هر کاری کردم نپوسید

                  هر نهالی که میکاشتم

                        طفلکی اونو میبوسید

 

   حالا من موندم و یادت

              منو رویای محالت

                   آرزوم اینه که یک بار

                            ببینم صورت ماهت

 

   هر جا که میری برو عزیزم

           خدا مون پشت و پناهت

                 عشقمون فدای چشمات

                            برو دنبال نگاهت...


راستی

 شما که میگین عاشقین. عشق یعنی چی؟

این نشد اون یکی نه؟ چه فراوونه ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387 ساعت 1  توسط امین  | 


يادته گفتي بهم؟؟
تا شقايق هست زندگي بايد كرد
نيستي سهراب كه ببيني كه شقايق هم مرد!
ديگه با چي كسي دل رو خوش كرد
 يادته گفتي بهم؟؟
اومدي سراغ من نرم و آهسته بيا
مبادا كه تركي برداره چيني نازك تنهايي تو
اومدم آهسته
نرم تر از يك پر قو
خسته از دوري راه
خسته و چشم به راه
يادته گفتي بهم؟؟
عاشقي يعني دچار
فك كنم شدم دچار
تو خودت گفتي
چه تنهاس ماهي اگه دچار دريا باشه
آره تنها باشه
يار غم ها باشه
يادته گاه گاه ميگفتي
قفسي ميسازم
ميفروشم به شما
تا به آواز شقايق كه در آن زندانيست
دل تنهاييتان تازه شود
ديگه آن شقايق كه اسير قفس سهراب
صاحب يك نفس
نيست كه تازگي بره اين دل تنهايي من
پس كجاس اون قفس شقايقت؟!؟
!منو با خودت ببر با قايقت
راس ميگفتي كاش مردم دانه هايشان پيدا بود
كاش دلشان شيدا بود...
من به دنبال يك چيز بهترينم... سهراب!
تو خودت گفتي بهم
بهترين چيز رسيدن به نگاهيست كه از حادثه عشق طرف است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387 ساعت 11  توسط امین  | 


در كنج دلم عشق كسي خانه ندارد
كس جاي در اين خانه ويرانه ندارد
دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد
كس تاب نگهداري ديوانه ندارد
در بزم جهان جز دل حسرت كش ما نيست
آن شمع كه ميسوزد و پروانه ندارد
در انجمن عقل فروزان ننهم پاي
ديوانه سر صحبت فرزانه ندارد

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387 ساعت 23  توسط امین  |